قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
324
درة التاج ( فارسى )
اگر در جواب سؤال بما هو از ماهيت توان گفت در حالت انفراد ، نه اشتراك ، جون حدّ به نسبت با محدود ، جه اگر از انسان سؤال كنند بما هو ، در جواب حد او بايد گفت كى : حيوان ناطق ، و اگر از انسان با نوعى ديگر جون فرس مثلا سؤال كنند اين جواب نتوان گفت ، جه سؤال از حقيقت مشتركه است ميان انسان و فرس ، و حدّ انسان حقيقت مشتركه نيست ، يا بحسب شركت محض باشذ اگر به عكس اين باشذ جون جنس به نسبت با انواع ، جه اگر از انسان و ثور و فرس سؤال كنند بما هو در جواب حيوان بايذ گفت كى تمام ماهيت مشتركه است ميان ايشان ، و اگر از يكى ازينها سؤال كنند بما هو ، در جواب حيوان نتوان گفت ، جه سؤال از تمام ماهيت است ، و حيوان تمام ماهيت هيچ يك ازينها نيست ، يا بحسب خصوصيّت و شركت باشذ جون نوع به نسبت با فردى يا افرادى كى جزوى او باشند ، جه اگر بما هو از زيد سؤال كنند ، يا از زيد و عمرو و بكر ، در جواب هر دو انسان بايذ گفت ، جه حقيقت فرد و افراد يكيست . و جزو مقول در جواب ما هو مقول در « 1 » طريق ما هو خوانند اگر مذكور باشذ بمطابقه ، جون حيوان و ناطق در جواب ما الانسان ، و داخل در جواب ما هو اگر مذكور باشذ بتضمن ، جون جسم ، و نامى ، و حساس ، و متحرك بارادت ، و مدرك و مفهم درين جواب ، جه همه مذكورند بتضمن . و بدانك : جزو ماهيت در جنس و فصل منحصر است ، جه جزو ماهيت اگر جزو هيج ماهيتى كى مخالف اوست نباشذ فصل باشذ جه حدّ فصل برو صادق باشذ كى كلّى يقال فى جواب اىّ شىء هو فى جوهره او يميّز الشيء عن ما يشاركه فى الجنس او الوجود سؤال : لا نسلم كى اگر جزو هيج ماهيت ديگر نباشذ . فصل باشد
--> ( 1 ) - واقع در طريق ما هو - . ط .